برخی میرحسین را به تقابل با حزب‌ جمهوری اسلامی کشاندند  حزب دنبال ایجاد سیستم تک‌صدایی نبود

تاریخ : چهارشنبه ، 29 بهمن 1399

گروه تاریخ انقلاب خبرگزاری تسنیم - محمدحسن جعفری: یک هفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی با تایید امام خمینی (ره)، حزب جمهوری اسلامی با انتشار بیانیه‌ای اعلام موجودیت کرد. موسسان آن آیات‌ و حجج اسلام محمدحسین بهشتی، سیدعلی خامنه‌ای، سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی، اکبر هاشمی رفسنجانی و محمدجواد باهنر بودند.

این حزب پس از اعلام موجودیت، در تهران و شهرستان‌ها اقدام به عضوگیری کرد که گفته می‌شود حدود 2 میلیون نفر در سراسر کشور عضو این حزب شدند که در تاریخ احزاب جمهوری اسلامی ایران بی‌سابقه است. حزب جمهوری اسلامی که با هدف کادرسازی و پرورش مدیران و شخصیت‌های سیاسی همسو با دیدگاه‌های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی انقلاب اسلامی و امام خمینی (ره) برای اداره نظام تاسیس شده بود، در چند انتخابات نقش داشت. نخستین آن، انتخابات خبرگان قانون اساسی بود که حزب توانست بیش از 60 کرسی (حدود 80 درصد) مجلس را به دست بیاورد. در انتخابات مجلس شورای اسلامی نیز حزب جمهوری اسلامی ایران توانست بسیاری از کرسی‌های مجلس اول را به دست آورد. افرادی که تحت عنوان حزب جمهوری اسلامی وارد مجلس شدند، دارای سلایق مختلف اما همسو با انقلاب اسلامی بودند.

به منظور بازخوانی فعالیت‌های حزب جمهوری اسلامی به گفتگو با آقای جواد منصوری از اعضای شورای مرکزی این حزب و از پژوهشگران تاریخ انقلاب اسلامی پرداختیم.

منصوری در کارنامه خود سابقه اولین فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سفیری ایران در کشورهای پاکستان و چین را در کارنامه دارد. متن کامل این گفتگو را در ادامه می‌خوانید:

تسنیم: ابتدا از اینکه لطف کردید و درخواست ما را پذیرفتید تا گفتگویی با شما در مورد حزب جمهوری اسلامی داشته باشیم، تشکر می‌کنیم. سوال نخست بنده این است که ایده تشکیل حزب جمهوری اسلامی به چه زمانی برمی‌گردد و این ایده از سوی چه کسانی مطرح شد؟ آیا این ایده را شهید بهشتی مطرح کردند یا افراد دیگری هم نقش داشتند؟

منصوری: بسم الله الرحمن الرحیم. در سیستم حکمرانی جدید و فرهنگ سیاسی موجود در دنیا، تشکل‌های رسمی نقش تعیین‌کننده‌ای دارند. تشکل‌ها در این نقش هم بسیار جدی هستند.

در ایران مدتی پیش از مشروطیت و به خصوص پس از مشروطیت، تشکل‌های مختلفی به وجود آمد. برآیند آن تشکل‌ها این بود که برای ورود به حکمرانی در شکل جدید، وجود تشکل‌ها ضرورت است. فعالیت این تشکل‌ها ادامه پیدا کرد، اما در دوره رضاخان وقفه‌ای در آن پیش آمد و تشکل‌ها عملاً تعطیل شدند. در دوره پهلوی دوم، تشکل‌ها در دهه 20 خیلی فعال بودند، اما در دهه 30 تقریباً تعطیل شدند و در دهه‌های چهل و پنجاه، اسمی از تشکل‌ها و احزاب بود و در قالب احزاب دولتی فعالیت داشتند.

چند حزب سیاسی و انقلابی نیز در دهه چهل و پنجاه فعال بودند، اما تحت فشار رژیم پهلوی بودند و نمی‌توانستند آنچنان نقشی را ایفا کنند. از سال 57 که به سقوط رژیم پهلوی نزدیک می‌شویم، موضوع ایجاد دو تشکیلات در افکار نیروهای انقلابی شکل گرفت. نخست تشکیل یک حزب سیاسی و دوم تشکیل یک سازمان یا نیروی نظامی برای پاسداری و حفاظت از انقلاب اسلامی بود؛ اولی در قالب حزب جمهوری اسلامی و دومی در قالب سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تبلور پیدا کرد. سپاه پاسداران به دلیل اینکه با نیاز برقراری امنیت، حفظ موجودیت و مقابله با تهدیدات شکل گرفت و از سوی مردم و رهبری به طور کامل حمایت شد، توانست نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشد، اما چون تشکل‌های سیاسی قبل، غالباً عملکرد مناسبی از خود نشان نداده بودند و حتی برخی عامل دشمن بودند، حزب جمهوری اسلامی در ابتدای تاسیس با سوالات و ابهامات بسیاری مواجه شد.

 

تسنیم: منظور شما از تشکل‌های سیاسی قبل کدام احزاب و تشکل‌هاست؟  

منصوری: حزب توده، حزب ایران و حتی بخشی از جبهه ملی و برخی از گروه‌های سیاسی کوچک و بزرگ عملکرد مناسبی نداشتند.

از این رو ذهنیت مردم نسبت به تشکل‌های سیاسی خیلی مثبت نبود. امام خمینی (ره) نیز روی این مساله مقداری نگران بود. نگرانی امام این بود که آیا این تشکل نیز به سرنوشت احزاب پیشین مبتلا می‌شود؟ شخصیت‌هایی که اداره‌کننده حزب هستند، اعتبارشان را از دست می‌دهند؟ به همین دلیل امام در ابتدا نسبت به تشکیل حزب تردید داشتند، اما به دلیل اعتماد کاملی که به بنیان‌گذاران حزب به ویژه آیت‌الله بهشتی داشتند، با تاسیس حزب مخالفت نکردند. البته امام خیلی جدی تذکر دادند که مراقب باشید چرا که احزاب بتدریج از هدف اصلی خود منحرف خواهند شد.

حزب جمهوری اسلامی در روز 29 بهمن سال 57 تاسیس شد و اعلام موجودیت کرد. مقدمات نگارش اساس‌نامه و مرام‌نامه پیش از آن انجام شده بود چون بنیان‌گذاران حزب مورد تایید مردم و بخشی از  رهبران انقلاب بودند، تاسیس حزب مورد استقبال مردم قرار گرفت. بنابراین امیدواری بسیاری ایجاد شد تا مسائلی که در مورد احزاب و تشکل‌های پیشین وجود داشت، نباشد و این حزب بتواند در برابر ده‌ها گروه که در برابر انقلاب ایستاده بودند و طیف گسترده‌ای را تشکیل می‌داد، بایستد و نقش‌آفرینی کند. اما مهمترین هدف از تشکیل حزب جمهوری اسلامی، کادرسازی برای اداره کشور بود. استقبال بی‌نظیر و بسیار خوبی از حزب جمهوری اسلامی انجام گرفت و ظرف دو ماه پس از اعلام موجودیت حزب، حدود دو میلیون نفر در سراسر کشور برای عضویت در حزب ثبت‌نام کردند.

آیت‌الله بهشتی، حجت‌الاسلام باهنر و آیت‌الله خامنه‌ای به ترتیب سه دبیرکل حزب جمهوری اسلامی بودند. بهشتی و باهنر در تیر ماه و شهریور ماه سال 60 بر اثر انفجارهای تروریستی که توسط عوامل نفوذی سازمان مجاهدین خلق (محمدرضا کلاهی و مسعود کشمیری) انجام گرفت، به شهادت رسیدند. آیت‌الله خامنه‌ای که یک روز پیش از انفجار ساختمان حزب جمهوری اسلامی در مسجد ابوذر ترور شده بود، زمانی که رئیس‌جمهور بود با اصرار هاشمی‌رفسنجانی، دبیرکل حزب جمهوری اسلامی را پذیرفت.

** تفاوت حزب جمهوری اسلامی با سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی

تسنیم: سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به نوعی در واکنش و مقابله با سازمان مجاهدین خلق و البته برای دفاع از انقلاب اسلامی پدید آمد، آیا تاسیس حزب جمهوری اسلامی نیز در واکنش به وجود گروه‌های مخالف بود؟

منصوری: چنین چیزی در مورد حزب جمهوری اسلامی صدق نمی‌کند. ایده تشکیل حزب از اوایل دهه 50 در ذهن مبارزان انقلاب اسلامی وجود داشت. پیش از آن هم احزابی همچون ملل اسلامی، حزب‌الله و جمعیت‌های موتلفه اسلامی (که پس از پیروزی انقلاب به حزب موتلفه اسلامی تغییر نام پیدا کرد) وجود داشتند که در واکنش به گروه‌هایی پدید نیامده بودند. در دهه 20 نیز تشکل‌های بسیاری همچون فدائیان اسلام فعالیت داشتند که منفعلانه شکل نگرفته بودند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی با توجه به شرایط جدید و با استفاده از تجربیات گذشته، حزب جمهوری اسلامی شکل گرفت. رهبران آن هم بخشی از رهبران انقلاب بودند.

تسنیم: تفاوت حزب جمهوری اسلامی با سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که تقریباً همزمان متولد شدند، چه بود؟

منصوری: هر دو یک هدف کلی یعنی حفاظت از نظام جمهوری اسلامی و تقویت آن و مقابله با دشمنان نظام را داشتند، اما در برخی موضوعات سیاسی و اقتصادی اختلاف‌نظرهایی وجود داشت. در حزب جمهوری اسلامی یک اصل وجود داشت مبنی بر اینکه ما در مورد عضویت افراد در حزب و حتی در شورای مرکزی، خود را محدود به یک قشر خاص نکنیم. همه اقشار جامعه باید در حزب جمهوری اسلامی حضور داشته باشند. این اصل مورد پذیرش سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نبود. در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی اقشار همچون اصناف و بازاریان نقش نداشتند. در آنجا تنها مبارزان انقلاب و تحصیل‌کردگان و روشنفکران دینی حضور داشتند که در حزب جمهوری این گونه نبود. البته همکاری و دوستی میان حزب و سازمان به دلیل هدف واحدی که دنبال می‌کردند، وجود داشت. در ابتدای تاسیس هیچ احساس رقابتی بین این دو وجود نداشت.

تسنیم: برخی مطرح می‌کنند که برخی از رهبران انقلاب اسلامی با تشکیل حزب جمهوری اسلامی به دنبال ایجاد سیستم تک حزبی در کشور بودند. در همان زمان و تا به امروز نیز بسیاری ادعا می‌کنند که حزب جمهوری اسلامی تفاوتی با حزب رستاخیز در پیش از انقلاب اسلامی و حزب بعث در دوران صدام ندارد. آیا چنین ادعایی صحیح است و موسسان حزب جمهوری اسلامی به دنبال ایجاد سیستم‌ تک‌حزبی در کشور بودند؟

منصوری: این ادعا صد درصد غلط است. حزب جمهوری اسلامی به هیچ وجه به دنبال ایجاد سیستم تک‌حزبی در کشور نبود. این موضوع به صراحت بارها و بارها گفته شد و عمل شد. در جریان انتخاب نمایندگان اولین دوره مجلس شورای اسلامی، بیش از نیمی از افرادی که حزب آنان را معرفی و مورد حمایت خود قرار داد، عضو حزب نبودند. شهید رجایی عضو حزب نبود، اما با حمایت حزب نخست‌وزیر شد. حزب جمهوری اسلامی هیچگاه از تعطیلی دیگر احزاب سخن نگفت و خود را هم تنها حزب رسمی و قانونی نظام معرفی نکرد.

 

این ادعا، اتهامی است که جریان‌های ضدانقلاب نسبت به حزب جمهوری اسلامی مطرح می‌کردند. عملکرد حزب به هیچ وجه این اتهام را تایید نمی‌کند. دشمنان می‌دیدند که حزب محبوبیت و پایگاه اجتماعی دارد و توانسته به موفقیت‌های بزرگی هم دست پیدا کند. از این رو در مقابل حزب ایستادند و هر کاری انجام دادند که برجسته‌ترین آن ترور و بمب‌گذاری بود.

هفت ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، آیت‌الله طالقانی دار فانی را وداع گفت. در مراسم تشییع پیکر ایشان، گروه‌های ضدانقلاب شعار سر می‌دادند که «بهشتی! بهشتی! طالقانی رو تو کشتی»  این شعار به این دلیل مطرح شد که در هفت ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، همه‌پرسی نظام و انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی برگزار، چارچوب قانون اساسی مشخص و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تشکیل شد و در تمامی این‌ها حزب جمهوری اسلامی نقش داشت. از این رو گروه‌ها حملات خود را به سمت حزب و دبیرکل آن یعنی شهیدبهشتی هدایت کردند. آن گروه‌ها، انواع و اقسام شایعات و دروغ‌ها را منتشر می‌کردند. می‌گفتند بهشتی فلان کاخ را گرفته و به خانه خودش تبدیل کرده است. به نظرم بد نیست پژوهشی در خصوص این شایعات و تهمت‌ها انجام بگیرد. این اتهام‌ها در نشریات این گروه‌ها در سال‌های 58 و 59 مطرح شد. شایعات عجیب و غریبی ساختند و اهانت‌های بسیاری به حزب و موسسان آن کردند. دلیل این همه دشمنی این بود که آن‌ها می‌دانستند، حزب جمهوری اسلامی نظام را تثبیت خواهد کرد.

تسنیم: این هجمه‌ها از سوی چه گروه‌ها و افرادی بود؟

منصوری: تمامی جریان‌های معارض با نظام جمهوری اسلامی ایران این هجمه‌ها را انجام می‌دادند؛ برخی مستقیم و علنی و برخی هم غیرمستقیم. از نهضت آزادی تا حزب دموکراتیک کردستان علیه حزب جمهوری اسلامی فعالیت می‌کردند. تنها نیروهای انقلابی خط امام بودند که از حزب دفاع می‌کردند یا به آن بد نمی‌گفتند. برخی از نیروهای انقلاب عضو حزب نبودند، اما علیه حزب هم بد نمی‌گفتند. شهید رجایی عضو حزب نبود، اما در جلسات شورای مرکزی حزب حضور پیدا می‌کرد و در مورد انتخاب وزرا و سیاست‌های دولت مشورت می‌گرفت. حزب از رئیس‌جمهور شدن رجایی به شدت دفاع کرد و برای او تبلیغات انجام داد؛ در حالی که ایشان عضو حزب نبود.

تسنیم: برخی از اعضای حزب هم بالاخره این انتقاد را داشتند که چرا باید از فردی حمایت شود که عضو حزب نیست.

منصوری: بله بعضاً در داخل حزب این نظر بود. معنای حزب در نگاه غربی این است که حزب از افراد خودش برای رسیدن به مناصب حمایت کند تا کشور براساس مواضع حزب اداره بشود، اما در حزب جمهوری اسلامی گفته شد که اگر ما فرد اصلحی را پیدا کنیم، از او حمایت می‌کنیم. عضویت در حزب، ملاک اصلح بودن نیست.

** تفاوت حزب جمهوری اسلامی با احزاب غربی

تسنیم: اندیشه تحزب در نگاه شهید بهشتی چه بود؟ برخی عنوان می‌کنند آنچه در اندیشه شهید بهشتی وجود داشت مصداق حزب به معنای واقعی نبود و چیزی به نام تشکیلات و تقریباً شبیه به کار هیاتی بود.

منصوری: آنچه که در اساسنامه حزب آمده، گفته شده حزب جمهوری اسلامی تشکیلاتی است برای جمع‌آوری نیروهای معتقد به انقلاب اسلامی برای اینکه بتوانند کارآمدی خود را در نظام جمهوری اسلامی ارتقا بدهند، از نظام دفاع کنند و در تربیت نیروهای جدید نقش داشته باشند. همچنین در آنجا آمده است که حزب جمهوری اسلامی انحصارگرایی و مطلق‌گرایی را تایید نمی‌کند؛ یعنی اصلح به معنای عضویت در حزب نیست.

بنابراین حزب جمهوری اسلامی به معنای تحزب غربی نیست که به طور مطلق از حزب و اعضایش دفاع کند، اما در عین حال حزب جمهوری اسلامی یک حزب هیاتی هم نیست؛ بدین‌معنا که فرد بیاید یا نیاید، باشد یا نباشد، یا رای بدهد یا ندهد. خیر، حزب جمهوری اسلامی تشکیلات و پای‌بندی دارد. از این رو در ماجرای مخالفت شهید آیت با بنی‌صدر، شورای مرکزی به آیت گفت شما به عنوان فرد آزاد هستید هرچیزی را بگویید، اما به عنوان عضو حزب حق ندارید اظهارنظری داشته باشید. 

بنی‌صدر هم البته اصرار می‌کرد که سخنان آیت، مواضع حزب و شهیدبهشتی است و به همین بهانه به دنبال تخطئه حزب بود که حزب بیانیه داد و اعلام کرد افراد در اظهارنظر شخصی آزاد هستند. این آزادی به گونه‌ای دیگر هم وجود داشت. به طور مثال در مجلس، نمایندگانی که با حمایت حزب رای آورده بودند، در مواردی بر خلاف نظر حزب رای می‌دادند. حزب از فردی برای تصدی پست وزارت حمایت کرده بود، برخی از نمایندگان که از اعضای حزب بودند، علیه آن فرد معرفی شده به عنوان مخالف صحبت می‌کردند. از دیدگاه حزب چنین چیزی اشکالی نداشت، در حالی که در دنیا اینگونه نبود.

 

در پاکستان رسم بر این است که رئیس جمهور هر ساله در جلسه‌ای گزارشی به مجلس آن کشور می‌دهد. از سفرا نیز دعوت می‌شود تا در آن جلسه حضور داشته باشند. بنده نیز به عنوان سفیر ایران در پاکستان در آن جلسه حضور داشتم. غلامحسین خان رئیس‌‌جمهور پاکستان در بیاناتش، سخنان کنایه‌‌آمیزی خطاب به حزب مردم به رهبری خانم بوتو بیان کرد. خانم بوتو نیز آن زمان نماینده مجلس بود و پس از این سخنان از جای خود برخواست و به بیرون از مجلس رفت. تمام اعضای حزب مردم نیز به تبعیت برخواستند و به بیرون از مجلس رفتند. من فکر می‌کنم برخی از آن نمایندگان حتی نفهمیدند که رئیس‌جمهور چه گفت اما در حزب جمهوری اسلامی اینگونه نبود.

تسنیم: برخی در سال‌های گذشته عنوان کرده‌اند که نظام حزبی باید بر کشور حاکم باشد؛ بدین معنا فردی که نماینده مجلس می‌شود باید حتماً از مجرای احزاب وارد مجلس بشود. آیا حزب جمهوری اسلامی به دنبال شکل‌گیری نظام تحزبی بود؟

منصوری: یکی از کارهای احزاب تشکیل دولت در سایه است؛ یعنی به ازای هر فرد در دولت، یک نفر در حزب فعالیت‌های او را بررسی و نقد می‌کند. این کار با دو هدف انجام می‌گیرد؛ نخست اینکه دولت از مسیر منحرف نشود و دوم اینکه اگر دولت فعلی به هر دلیل کنار رفت، حزب نیرو برای جایگزین داشته باشد. این کار در دنیا رایج است. حتی در برخی از کشورها رئیس دولت به احزابی که سر کار نیستند، پول می‌دهد تا دولت در سایه شکل بگیرد و دولتش را نقد و کنترل کنند. این عمل اگر انجام بگیرد، برای کشور خیلی مفید است؛ اما ما در کشور تحمل حرف مخالف را نداریم. هنوز برای ما حاکمیت قانون جا نیافتاده است. لذا فکر می‌کنیم مسئولیت یعنی مختاریت.

حزب جمهوری اسلامی بخش‌های مختلف متناسب با دولت از جمله بخش روابط خارجی داشت که مدتی خودم مسئول آن بودم. کار ما این بود تا سیاست خارجه دولت را زیرنظر بگیریم و نقد کنیم، اما دولت تحمل چنین چیزی را نداشت و جلوی حزب جمهوری اسلامی ایستاد.

حزب جمهوری اسلامی همچنین جلسات هفتگی داشت که سران سه قوه و مسئولان درجه اول کشور در آن جلسه حضور پیدا می‌کردند. در آن جلسه در مورد موضوعات مهم کشور صحبت می‌شد و تبادل‌نظر و تصمیم‌گیری انجام می‌گرفت. این کار را ما از اوایل سال 59 شروع کردیم و برای کشور بسیار مفید بود. بمب‌گذاری حزب نیز در یکی از همین جلسات انجام گرفت.

مخالفان و معارضان نظام پی برده بودند که جلسات هفتگی حزب بسیار مهم است. حزب جمهوری اسلامی به یک مرکز تصمیم‌گیری مهم در نظام تبدیل شده بود که نظام را به سوی تثبیت هدایت می‌کرد. این موضوع مورد خوشایند گروه‌های معارض نبود و درصدد حذف حزب و رهبران آن  و دبیرکل حزب برآمدند.

حزب جمهوری اسلامی که فراگیرترین حزب در تاریخ احزاب جمهوری اسلامی شناخته می‌شود، به دلیل غالب شدن چپ‌ها و تک‌روی آنان با موافقت امام خمینی تعطیل شد.

** عامل توقف فعالیت‌های حزب داخلی بود یا خارجی؟

حزب جمهوری اسلامی تا دو سه سال پس از حادثه هفتم تیر توانست به ادامه فعالیت موثر بپردازد، اما با تبلیغات، تهدیدات و شایعاتی که مخالفان نظام و حزب انجام دادند، اختلافات به داخل حزب نیز نفوذ کرد و به شورای مرکزی رسید. در نتیجه حزب نتوانست آن نقش خود را ایفا کند و تصمیم به توقف فعالیت‌های حزب گرفته شد. ضمن اینکه پس از شهادت بهشتی، حزب دیگر دبیرکل متمرکز نداشت. بعد از بهشتی، باهنر دبیرکل شد که نخست‌وزیر بود و فرصت کافی نداشت. پس از آن هم آیت‌الله خامنه‌ای دبیرکل شد که ایشان هم چون رئیس‌جمهور بود فرصت کافی نداشت. تشکیلات وقتی یک فرد به صورت دائم و تمام در راس آن نباشد، به تدریج و آرام آرام از بین می‌رود. به همین این‌ها این مورد را هم باید اضافه کرد که حزب با دولت آقای موسوی مواجه شد.

تسنیم: پس شما عامل توقف حزب را بیرونی می‌دانید.

منصوری: و یک مقداری هم درونی. میرحسین موسوی عضو شورای مرکزی حزب بود اما دولتش در برابر حزب ایستاد. دو سه نفر دیگر در حزب با ایشان همراه بودند، در دولت نیز افرادی ایشان را به سمت ایستادگی در برابر حزب هدایت کردند.

تسنیم: شهید بهشتی از همه گروه‌ها دعوت کردند تا در شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی حضور داشته باشند. میرحسین موسوی نیز که پیرو تفکرات محمد نخشب و نهضت خداپرستان سوسیالیست بود، برمبنای همین دعوت به شورای مرکزی پیوست و آن انشقاق و اختلاف را در حزب به وجود آورد. چرا باید از همه گروه‌ها در این حزب حضور داشته باشند که نتیجه‌اش چنین اتفاقی بشود؟

منصوری: بله این موضوع قابل تاملی است و جای پرسش است که چرا موسسان اصرار داشتند حزب نیز مانند انقلاب دربرگرینده تمامی اقشار باشد. خودم موافق نبودم، اما آن‌ها استدلالشان این بود که اگر می‌خواهیم پایگاه اجتماعی گسترده داشته باشیم باید اقشار مختلف هم داشته باشیم.

تسنیم: بحث بنده اقشار نیست. میرحسین موسوی نیز کارگر و دانشجو و دانش‌آموز نبود.

منصوری: بله متوجه‌ام. شورای انقلاب نیز اینگونه بود. در شورای انقلاب بازرگان، سحابی، بنی‌صدر و معین‌فر حضور داشتند. دلیل حضور این افراد این بود که مردم نگویند روحانیون به تنهایی قصد دارند کل کشور را اداره کنند.

تسنیم: چرا در سی و چند سال گذشته تجربه حزب جمهوری اسلامی دیگر تکرار نشد؟

منصوری: دلایلی که منجر به متوقف شدن حزب شد، همچنان پابرجاست. روحیه جمع‌گرایی، مشورت و تبادل‌نظر میان مردم ما پایین است. من مقاله‌ای با موضوع جامعه‌شناسی فرهنگی در ایران نوشته و در آنجا اشاره کرده‌ام که این وضعیت نتیجه یک دوره طولانی استبداد حاکم بر کشور است. ما تصور می‌کنیم که با سقوط پهلوی آن روحیه از بین رفته است، اما متاسفانه همچنان در میان برخی از ما باقی مانده است و چون برطرف کردن آن کاری سخت است، هیچ کدام از دولت‌ها تمایل برای ورود به این قضیه را ندارد.

تسنیم: اشاره فرمودید که 2 میلیون نفر عضو حزب شدند، اما به طور واقعی رابطه حزب با مردم چگونه بود؟

منصوری: موسسان و اعضای شورای مرکزی حزب چون غالباً شناخته شده و از مبارزان و شخصیت‌های انقلاب اسلامی هستند، مردم احساس نزدیکی و خوبی نسبت به حزب داشتند و وقتی که حزب اطلاعیه یا لیستی می‌داد، مورد استقبال مردم قرار می‌گرفت. شکل‌گیری انقلاب فرهنگی و جهاد سازندگی اولین بار از سوی حزب پیشنهاد داده شد.

شما اگر تصاویر تشییع جنازه شهدای هفتم تیر را هم اگر ببینید که یک سر جمعیت بهشت زهرا و یک سر آن سرچشمه بود، نشان می‌دهد که مردم به حزب علاقه‌ داشتند و حزب پایگاه اجتماعی بزرگی داشت.

تسنیم: حضور جمعیت شاید به دلیل شخصیت شهید بهشتی و شهدای حزب باشد.

منصوری: به این اندازه نبود. مردم شهید بهشتی و دیگر شهدا را دوست داشتند، اما حزب جمهوری اسلامی برایش تشکیلات مهم و مورد اعتمادی بود.

تسنیم: فعالیت 2 میلیون نفری که در حزب عضویت داشتند، چه بود؟

منصوری: این اعضا در سراسر کشور در فعالیت‌های مختلف از جمله برگزاری نمازجمعه‌ها و راهپیمایی‌ها نقش داشتند. بیشتر ستادهای نمازجمعه شهرستان‌ها توسط حزب جمهوری اسلامی به وجود آمد.

تسنیم: نقش حزب جمهوری اسلامی در دفاع مقدس چه بود؟

منصوری: حزب جمهوری اسلامی از ابتدای وقوع جنگ تحمیلی در خدمت دفاع مقدس قرار گرفت و در این رابطه در سراسر کشور ستاد پشتیبانی از جبهه‌های جنگ تشکیل داد. بخشی از نیروهایی هم که به بسیج پیوستند از طریق حزب به بسیج رفتند. جواب این سوال خیلی روشن است.

تسنیم: سوال پایانی من در خصوص دیدگاه امام خمینی (ره) نسبت به حزب است. برخی مطرح کرده‌اند که امام نگاه خوبی نسبت به حزب نداشت. البته شما در ابتدای گفتگو توضیحاتی دادید، اگر نکته‌ دیگری هم است بفرمایید.

منصوری: اینکه گفته شود امام نگاه خوبی نسبت به حزب جمهوری اسلامی نداشت، اشتباه است. ما چند دیدار با امام خمینی (ره) داشتیم. امام در دیدارهای سال 60 و 61 از حزب و مسئولان آن تعریف کردند. سال 66 امام به سران حزب فرمودند که اکنون نظر من نسبت به حزب منفی نیست، اما چون نگرانم که در نبود شما حزب به کجا برود، ترجیح می‌دهم حزب نباشد. امام گاهی به حزب جمهوری اسلامی کمک می‌کردند. آقای منتظری نیز کمک می‌کرد.

برخی از آقایان بهشتی و هاشمی تعریف می‌کنند، اما تا به حزب می‌رسند، شروع به بدگویی می‌کنند. مجموع عملکرد حزب خوب بود، اما به هرحال عملکرد برخی افراد حزب قابل دفاع نبود. حزب در افشای ماهیت گروه‌های ضدانقلاب سنگ تمام گذاشت.

تسنیم: گروه‌های مخالف حزب در درون جریان انقلاب چه گروه‌های بودند؟

منصوری: در درون نیروهای انقلاب، یک عده بودند که با اشخاصی داخل حزب مشکل داشتند و عده‌ای هم به این دلیل که در حزب نبودند، مشکل داشتند. مثلا آقای  لاهوتی به من گفت که چرا تو در شورای مرکزی حزب باشی، اما من نباشم؟ خلخالی نیز با حزب خیلی مخالف بود که دلیل مخالفتش، اختلافاتی بود که با بهشتی داشت و من نمی‌دانم چرا او اینقدر از شهید بهشتی بدش می‌آمد.

تسنیم: از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید، تشکر می‌کنیم.

انتهای پیام/

منبع : تسنیم

گزارش مشکل


نظر خود را بگذارید